Archive for سپتامبر 2010

مامورين پايگاه «تيغ آپ» خاش يک راننده خودرو را در ايست بازرسي بقتل رساندند

 

اهوران نیوزبه نقل ازانجمن فعالان حقوق بشر بلوچستان: مامورين پايگاه «تيغ آپ» خاش يک راننده خودرو را در ايست بازرسي بقتل رساندند.     بنابر گزارش رسيده از اعضاي «انجمن فعالان حقوق بشر بلوچستان فردی به نام حاجی رحمان عمرزهی هنگامیکه قصد داشت با خودروی شخصی خود از خاش به ایرانشهر مسافرت کند در نزدیکی پایگاه تیغ آپ با ایست نیروهای انتظامی مواجه میشود.
گويا مامورين احتمالا به هدف جلوگيري از حملات انتحاري يکدستگاه بيل ميکانيکي را سد راه کرده و بهنگام رسیدن فرد مذکور به محل ایست بازرسی بلافاصله بسوی وي تیراندازی میکنند که در جریان این تیراندازی حاجی رحمان عمرزهی از ناحیه پا زخمی میشود و مجبور میشود خودروی خود را کنار جاده متوقف کند که متاسفانه ماموران فورا بطرف خودرو
حمله ور شده و او را از خودرو بیرون میکشند و بعد از ضرب و شتم شديد از ناحیه سر هدف یک گلوله قرار داده و به قتل میرسانند.
برادر مقتول در تلاش است تا عوامل این جنایات را به پای میز محاکمه بکشاند اما با گذشت بیش ازبیست روز از قتل برادرش به هیچ نکته مثبتی دست نیافته است.

انجمن فعالان حقوق بشر بلوچستان

شهریاری جنایتکار خواستار سرکوب بیشتر مردم بلوچ شد

شهریاری جنایتکار خواستار سرکوب بیشتر مردم بلوچ شد

به گزارش سرویس اطلاعاتی آژانس خبری تفتان : شهریاری جنایتکار دشمن قسم خورده ی ملت بلوچ در یک نامه ی خصوصی به ارباب خود خامنه ای خواستار سرکوب بیشتر مردم بیگناه بلوچ شد.

شهریاری در این نامه با ذکر اینکه جنبش مقاومت مردمی ایران به سلاح شیمیایی و سمی دسترسی پیدا کرده است و میخواهد با عملیاتهای استشهادی نیروهای اشغالگر و مزدور زابلی را مورد هدف قرار دهد ، که تلفاتش چندین برابر از عملیاتهای گذشته می باشد ، از خامنه ای خواست به بهانه ی امنیت در بلوچستان نیروهای بیشتری به بلوچستان سرازیر شود ، و به طور جدی به ملت بلوچ و علمای اهل سنت من جمله شیخ الاسلام حضرت مولانا عبدالحمید رفتار شدید و تندی داشته باشند.

لازم به ذکر سایت تروریستی جوان آنلاین قسمتی از نامه ی شهریاری به خامنه ای را به طور سانسور نشر کرد.

حاجي خدابخش شير كوهستان

حاجي خدابخش شير كوهستان

مطلبي از استاد مجاهد مولوي عبدالرئوف ريگي

انا لله و انا اليه راجعون
ما از آن الله هستيم و به سوي او بازخواهيم گشت
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا.
از ميان مؤمنان مردانى‏اند كه به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا كردند برخى از آنان به شهادت رسيدند و برخى از آنها در [همين] انتظارند و [هرگز عقيده خود را] تبديل نكردند.

دستانم مي لرزند و قلبم به تپش مي افتد كه مي خواهم در مورد دوست و همرزم و عزيزي بنويسم كه مدتها در كنار همديگر بوده ايم وبراي لحظاتي دوري از يكديگر را تحمل نمي كرده ايم و دوستي و محبتي در قلبهمايمان بوده است كه شايد دو برادر نسبتي چنان محبت نداشته باشند و در كنار اين دوستي و محبت شخصيت عظيم وي من را تحت تاثير قرار داده باشد و ناگاه من و ما را تنها بگذارد و برود واقعا سخت است و..
آري حاجي خدابخش يكي از همين دوستان جانفدا و ايثارگر بود كه با سنگين كردن وظيفه سنگين مبارزه بر دوش ما ، ما را گذاشت و رفت و به خيل عظيم شهداي راه اسلام و عزت و آزادي پيوست تا با خون پاكش ملتي را از زندگي پر ذلت و خفت بردگي و بيچارگي برهاند.

بي شك حاجي خدابخش نمونه عالي از يك مجاهد بود كه ايمان و غيرت و شجاعتش را نمي توانم با قلم شكسته ام وصف نمايم و حقيقتا كه قلم نمي تواند آنگونه كه شايان شان وي است او را ترسيم نمايد زيرا بسا اوصاف كه در قلم و كاغذ نمي گنجند و حتي گوش و چشم با ديدن اوصاف مردان بزرگ در حيرت فرو مي روند.
حاجي خدابخش نه تنها يك مبارز و فرماندهي شجاع بود كه يك انسان با اخلاقي والا و كريمانه ، ايماني بي مثال و مستحكم و سخاوتي ستودني بود كه به خاطر همين صفات عظيمش محبوب و دلعزيز هر مبارز و حتي همه مردم بود.
او در شجاعت و غيرت و اخلاق و سخاوت و بزرگواري نه در طايفه سماعيل زهي كه در تمام ملت بلوچ زبانزد بود و شهرت يافته بود و دوست و دشمن و نزديك و دور همه از او در اين صفات به عظمت ياد مي كنند و او را مي ستايند.
او در حق گوئي و بي باكي در جايگاهي قرار داشت كه كمتر افراد به آن جايگاه دست خواهند يافت و او در برابر همگان سخن حق را مي گفت و پرواي هيچ كس را نمي كرد و از ناراحتي هيچ كس پروا نمي كرد و مظهر اعلاي «لايخافون في الله لومه لائم » بود ، چند روز قبل از شهادتش بنده همراه با ايشان با برخي از بزرگان و معتمدان بلوچ ديدار و گفتگو كرديم و آنجا بود كه بنده احساس كردم ايشان رك و بي پرده و بدون هيچ ترس و واهمه اي سخن مي گويد و اصلا فكر هم نمي كرد كه كسي از او ناراحت مي شود يا نه و خطاب به يكي از سرداران كه مي گفت ما در سال 68 سلاح هاي خود را به رژيم تحويل داده ايم گفت : شما اشتباه كرده ايد و بايد در برابر پرودرگار پاسخ اين جنايت خود را بدهيد كه رژيم با آن سلاح هاي شما صدها و هزاران بلوچ و مسلمان را به شهادت رسانده است و شما در اين جنايت شريك هستيد.


او با صراحت در پاسخ يكي از سرداران كه مي گفت شما ما را دشمن مي دانيد گفت : بله اگر شما صف خود را از ر‍ژيم جدا نكنيد دشمن ما هستيد و ما با شما مثل دشمن رفتار خواهيم كرد و اين نشانگر اوج ايمان و يقين و خداپرستي وي بود.
نام حاجي خدابخش در شجاعت و غيرت و نبرد چريكي در بلوچستان شهره است و او در صدها درگيري نيروهاي مسلح و مجهز ر‍ژيم را مجبور به عقب نشيني مي نمود و صفوف دشمن را در هم مي شكست لرزه بر تن سربازان دشمن مي انداخت و الحق كه وي يكي از شجاع ترين فرزندان اين سرزمين بود و با عزم بلند و راسخش به همه درس شجاعت و غيرت و حماسه داد.
حاجي خدابخش در كنار شجاعت و ايمان و غيرت و شجاعت يك انسان عابد و زاهد و خداترس بود و بيشتر اوقاتش را در ذكر و ياد الله مي گذراند و حتي نماز شب را ترك نمي كرد و به ياد دارم كه يك مرتبه در يك سفر رهبر عزيز و برادر گرامي و سرورم حاجي محمد ظاهر بلوچ (حفظه الله و رعاه ) به ايشان گفت : حاجي شما چرا ساكت هستيد و حرفي نمي زنيد ؟ شهيد حاجي خدابخش گفتند : من مشغول ذكر الله هستم و نمي توانم حرف بزنم.

شهيد حاجي خدابخش عاشق شهادت در راه الله بود و هميشه اين آرزوي قلبي خود را اظهار مي نمود و مي گفت براي من افتخاري بالاتر از شهادت نيست و خصوصا دستگيري رهبر شهيد امير عبدالمالك(رحمه الله ) وي را شديدا متاثر نمود چونكه حاجي خدابخش رهبر شهيد را عاشقانه دوست داشت و دستگيري رهبر شهيد ايمان وي را قوي تر نمود و عزمش را راسخ تر نمود و او با بيعت و پيمان با رهبر جديد حاجي محمد ظاهر ( حفظه الله و رعاه ) خود را كاملا وقف براي جنبش نمود و همه نزديكان خود را دعوت نمود و از همه خواست كه به جنبش بپيوندند و لحظه اي آرامش نداشت و هميشه در تلاش و كوشش بود و با اينكه به فرماندهان ارشد اجازه رفتن به عملياتها نبود اما وي اصرار داشت كه بايد شخصا در عمليات ها برود و مي گفت من مي خواهم در اين راه شهيد شوم و قلبش مملو از عشق شهادت بود و در درگيري اخير هم به دوستان و همراهانش گفته بود مي خواهم در اين راه شهيد شوم و كسي نمي تواند راه شهادت را برايم ببندد.
او چنان عاشق شهادت بود كه بارها از اين بنده حقير مي خواست كه برايش دعاي شهادت كنم كه من در پاسخ مي گفتم ما نياز به كار داريم و حاجي شهيد مي گفت : خون ما كار را به جلو خواهد برد و هيچ چيز نمي تواند به اندازه خون شهيد در پيروزي تاثير گذار باشد و حقيقت هم همين گونه است و خون انقلاب خواهد آفريد و به قول رهبر شهيد امير عبدالمالك رحمه الله : امروز روز انقلاب خون است ، يعني خون است كه انقلاب مي آفريند و شايد تمام تلاش زندگي ما به اندازه خون يك شهيد تاثيرگذار نباشد و ما تاثير خون شهدا را به چشمان خود مشاهده كرده ايم كه چگونه جوانانان را به قيام وامي دارد و آتش گونه عمل مي كند و اين كرامت شهداء است.
در آخر شهادت حاجي خدابخش را به خانواده محترم خصوصا به برادر بسيار ارجمند حاجي امام و فرزندان شهيد و ديگر نزديكان تبريك مي گويم چون اين آرزوي شهيد بود كه شهادتش را تبريك بگويند و من هم مطابق با خواسته قلبي شهيد شهادتش را به همه تبريك مي گويم و اميدوارم كه بازماندگان راه شهيد را با جديت كامل ادامه دهند زيرا خون شهيد مسئوليت ما را چند برابر مي كند و به ما درس عزم و اراده مي دهد و خون شهيد با زبان حال به ما مي گويد لحظه اي در مسير خود سستي نكنيد و الحمدلله كه حاجي شهيد افرادي را تربيت كرده است كه راه مبارزه و جهاد را به نحو احسن به پيش خواهند برد.
از الله تعالي براي شهيد درجات بلند در بهشت برين طلب دارم

عبدالرئوف ريگي

Abdulrauf.rigi@gmail.com

دسـت یـابی جنبش مقاومت جـنـدالله بـه مــواد شــیـمـیــایـی

به گزارش خبر گزاری بدریان ایران به نقل ازپایگاه امنیتی و اطلاعتی سپاه پاسداران جمهوری غیر اسلامی » جوان آنلاین» از دست یابی جنبش مقاومت جندالله به مواد شیمیایی خبر داد .
پایگاه اطلاعاتی در ادامه افزود ، به تازگي در نشستي که با حضور رهبران جنبش مقاومت جندالله در کشور پاکستان برگزار گرديد ، تصميم گرفته شد به منظور  ضربه زدن به نظام  جمهوري غیر اسلامي ايران (نيروهاي نظامي و انتظامي) تغيير تاکتيک داده و از مواد شيميايي و سمي استفاده نمايند.

فرمانده شهید حاجی خدابحش نشان دادند که سرمچار به که می گویند تا اینکه جام شهادت را نوشیدند

فرمانده شهید حاج خدابخش شه بخش ، از بزرگان طایفه غیور شه بخش ، مبارزی خستگی ناپذیر بودند که همه زندگی و دارایی خویش را در راه حق ، عزت و آزادگی فدا نمودند و تا آخرین لحظه حیات خود ، به خواری و زبونی پشت کرده و هرگز در مسیر خود دچار لغزش نشدند و مانند کوهی استوار در برابر همه حیله های آخوندی از تطیع گرفته تا تهدید دلاورانه ایستادند و سر بندگی و زبونی فرو نیاوردند و نشان دادند که سرمچار به که می گویند تا اینکه جام شهادت را نوشیدند و نام خود را در تاریخ به نیکی در کنار شهدا و صلحا به ثبت رسانیدند .

روحشان شاد ، یادشان گرامی و راهشان پاینده باد.
شهلی بر

آری، شهیدان این گونه اند که جسم مادی شان به زیر خاک ها می رود، ولی نام و مرام و هدفشان همواره جاویدان است

 

اساسا روح که بزرگ شد به زحمت می افتد. روح بزرگ، آرزو می کند که در راه هدف های بزرگ و الهی، جسم را فدا کند و روح کوچک، تن را به آسایش می کشاند.

روح بزرگ، هرگز زیر بار ذلت نمی رود.

روح بزرگ با راحت طلبی های جسم در تضاد است و به همین سبب روح بزرگ موجب ایجاد زحمت برای جسم می شود.

تیغ بهر عزت دین است و بس

مقصد او حفظ آیین است و بس

«ما سوی الله» را مسلمان بنده نیست

پیش فرعونی سرش افکنده نیست

خون او تفسیر این اسرار کرد

ملت خوابیده را بیدار کرد

تیغ «لا» چون از میان بیرون کشید

از رگ ارباب باطل خون کشید

نقش «الاّ الله» بر صحرا نوشت

سطر عنوانِ نجات ما نوشت

رمز قرآن از حسین آموختیم

ز آتش او شعله ها اندوختیم

شوکت شام و فر بغداد رفت

سطوت غرناطه هم از یاد رفت

تار ما از زخمه اش لرزان هنوز

تازه از تکبیر او ایمان هنوز

ای صبا، ای پیک دورافتادگان

اشک ما را بر مزار او رسان

یکی از عناصر تحقق عزتمندی، استقامت بر رأی و عقیده درست است. دو عنصر فکر و عمل، سرمایه هر انقلاب است و زندگی واقعی، آن است که ویژگی های حیات ارزش آفرین را داشته باشد و تلاش انسان در مسیر عقیده و ایمانی صحیح پیش رود.

زندگی، پیکار در راه اندیشه هاست و چون اندیشه ناب باشد، تلاش ها نافذ گردد. مرگ باعزت نیز روزیِ صاحب اندیشه نیک است که به آسانی جان را فدای آرمان ها و حفظ ارزش ها می کند.

بدریان ایران

شهادت مزد سالها مبارزه

حاج خدابخش شه بخش شخصیتی در طول مبارزات مسلحانه خود با نظام جمهوری اسلامی زندگی خود را در کوههای بلوچستان و در اکثر مواقع کوههای پیر سوران(کلّه) حضور داشت، او زندگی در شهرها و سکوت در برابر جنایات عوامل جمهوری اسلامی را بر زندگی در کوههای سر به فلک کشیده بلوچستان ترجیح نداد.

مسئولین غیر بلوچ که در واقع حافظ منافع جمهوری اسلامی در بلوچستان هستند بارها به او پیشنهاد داده بودند که در صورتی که او اسلحه خود را زمین گذاشته و دست از مبارزات مسلحانه خود علیه جمهوری اسلامی بردارد حاضر هستند امتیازاتی به او بدهند اما روحیه ظلم ستیزی و حس دلسوزانه او نسبت به همنوعان بلوچ هرگز به او اجازه نداد که به خاطر چند وعده پوچ راه و آرمان نیاکان خود را رها کند.

حاج خدابخش شه بخش کسی بود که حتی قبل از شکل گیری جنبش مقاومت مردمی ایران مبارزه خود را با هدف احقاق حقوق ملت مظلوم بلوچ آغاز کرد برای مثال تنها در یک عملیات نیروهای او توانستند پنج نظامی وابسته به جمهوری اسلامی را در منطقه گرگ دستگیر کنند و مدتی بعد هنگامیکه جمهوری اسلامی با اعدام چندین نفر از بستگان او سعی داشت اراده او را در مبارزات سست کند و به نوعی نشان دهد که به هیچ عنوان ارزشی برای نظامیان دستگیر شده خود قائل نیست، افراد حاجی خدابخش شه بخش هر پنج نظامی دستگیر شده را به قتل رسانده و اعلام کردند که تا زمانیکه سیاست زور راه حل جمهوری اسلامیست آنها نیز به همان شیوه جواب جمهوری اسلامی را خواهند داد.

مبارزات شهید حاج خدابخش همچنان استمرار داشت تا اینکه جنبش مقاومت مردمی ایران فعالیت خود را در بلوچستان آغاز نمود، در این هنگام حاج خدابخش شه بخش که میدانست دشمن مشترک او و جنبش مقاومت مردمی ایران جمهوری اسلامیست در کنار تعدادی از از رهبران سازمانهای مسلح به جنبش مقاومت مردمی ایران ملحق شد اینجا بود که حضور او و افراد دیگری همچون حاجی درّا و حاجی نعمت الله شه بخش جنبش مقاومت مردمی ایران را به یک قدرت نظامی معترض به اقدامات ظالمانه جمهوری اسلامی در بلوچستان تبدیل کرد.

بالاخره حاجی خدابخش شه بخش پس از سالیان سال مبارزه با نظام دیکتاتوری جمهوری اسلامی سر انجام در منطقه سرباز بلوچستان و در خاک پاک بلوچستان توسط ایادی مزدور و خائن جمهوری اسلامی جام شهادت نوشید و آرزوی دیرینش که همان شهدات در راه الله تبارک و تعالی بود به حقیقت پیوست.

حبیب الله اسماعیل زهی